با ماهتاب ماه حرام…

اثری از‫:‬ ,

 

اگر می‌آمدم
همه چیز تمام می‌شد
چون هم‌اکنون
که هستم
و همه چیز تمام شده‌است.
در هر حال
چیزی نخواهد ماند.

غم بلندی
با ماهتاب ماه حرام
حرامی‌ای که به غربت نشسته
بر در باغ
عزیز فصل،
به سبزی‌ِ غزل‌سراییِ سبز
به چاه می‌سپرد روشنای روی چراغ

به سبزه‌سبزه تو را می‌خوانم ای بلند بلند!
به لحظه‌لحظه تو را پویم ای قدیم ندیم!
تو برگ برگ به اندوه فصل می‌باری
و من که دارم، دارم قرار ابراهیم.

تو مهربانی با من
ای یاد مهربانی‌ِ تو
پرنده‌ای که نشسته به باغ و می‌خواند.
و باغ
که در گذر سالها و سالها
و سبز
و رها. 

دریافت فایل پادکست | Open Player in New Window

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.