تیک‌تاک ساعتی را می‌شنیدم…

اثری از‫:‬ ,

 

 

و من
تیک‌تاک ساعتی را می‌شنیدم
که شکل برگ داشت
و رنگ سرخ
و آواز تمام مردم دنیا را
با خود داشت
و غم تناور تو را
که چون کوه بود
و من سنگینی‌اش را با دوش می‌کشیدم.

و هول
مثل شب
در ما نشسته‌بود.
و تو
تنهایی‌ات را دیدی
و من
تو را
که در مجاورم غرق می‌شدی
و من حتی نمی‌توانستم
فریادت را لمس کنم.

با ماه‌های بلند
و پاهای کوتاه
همیشه تنها
با ستاره‌ای که گذارش را نمی‌داند.

بنشین
این گرگی‌ست
که شب را می‌خراشد
بنشین
این تویی که می‌افتی
بنشین
این تویی که قلبم را می‌فشری
من و تو
باید باهم باشیم. 

دریافت فایل پادکست | Open Player in New Window

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.