روز تمام درخت‌ها

اثری از‫:‬ ,

امروز
روز درخت‌ها بود
روز تمام درخت‌ها
که با آتش‌ها
آراسته بودند.
توی بارشی زرد
که در متن خاکستری و کبود
می‌بارید.

به هنگامی که مست بودیم
خیمه‌هامان را میان ستاره‌ها می‌زدیم و
پیشانی‌مان از داغ مِهری مُهر شده
می‌سوخت
و پیوسته
با جنوبی اشارت داشتیم
که پرده‌ی سیاه بلندش
ما را به وهمی گیج و منزوی می‌کشاند
که ما چون اسبانی خسته
دویده در کوه‌های سنگی
با انبانی از فضیلت کوتاه و حساب‌شده
و آغشته به بوی دیارها
که از آن رفته بودیم

به هنگامی که مست بودیم
صدامان آرام‌تر می‌شد
و با سری خمیده
به هم نگاه می‌کردیم
و می‌دیدیم
که مثل بزی به سحرگاهان
چشم‌هایمان برق می‌زند
برقی گنگ و بدوی
که از زهدان تا میزان
نوسان داشت
می‌چرخید
نه به آگاهی
که نابه‌خود‌تر
از سکه‌ای که توی دست قاری‌ها
در بازار انباشته از زمان‌های فروخته‌شده
گیج مانده‌بود
و می‌خواست
در پشت تارهای عنکبوت
آرام گیرد.

به هنگام مستی
مست بودیم
به هنگام مستی
دستمان تا عمق اقیانوس‌ها می‌رفت
و ماهیانی را می‌خواندیم
که به هیچ صدایی مهر نداشتند
ماهیانی که توی سبز و آبی قدم می‌زدند و
از گیاهانی می‌گذشتند
که از همه چیز گذشته‌بودند
ماهیانی که یونس را
در یاد داشتند
و گوش‌شان از دعاها پر بود.
ما به هنگام مستی
مستی‌مان را دیدیم
آغشته و سنگین
در نهایت بی‌چارگی‌ش
بی‌چارگی مزمن و ناشناخته
و سیاه ِ سیاه
که آیینه می‌خواست

در روزگاری
که نه مست هست
و نه شبی که مستی را در بگشاید
شهری لئیم و سیاه‌سفره
انباشته از هوشیاران کنکاشگر
که قلب را سوراخ می‌کنند
تا به دروازه‌های سلامت بیاویزند
همه در انزوای خماری‌ی حیران
با مشت‌هایشان
دیوارها را می‌کوبند
همه می‌گریند
و خاک سیگارهاشان را
روی ستاره‌هاشان می‌ریزند
با مسجدی که زیر طاق وسیعش
دعایی نیست
و تنها خودش را منعکس می‌کند 

دریافت فایل پادکست | Open Player in New Window

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.