در ماه‌های سخت پنجره…

اثری از‫:‬ ,

در ماه‌های سختِ پنجره
و شب‌های سردِ درخت
دیدم تو را
که از توی باغ می‌آیی
و ماه را
که روی شاخه‌ی بادام‌ها ماسیده‌بود
در ماه‌های سختِ پنجره
پیراهنت‌ را به باد دادم
و باد بوی پیرهنت را
تا کوه برد
و پشت کوه نشست
و های های گریست.

در ماه‌های سخت پنجره
شب‌ها درخت نمی‌خوابید
و در کنار چاه قدم می‌زد
و ماه را تماشا می‌کرد.

در ماه‌های سخت پنجره
دیدم تو را
که پای درختی افتادی.
در ماه‌های سختِ پنجره
در ماه‌های سخت
پنجره
چیزی
نگفت.

ای مرد! با چراغ زمین را مکاو
آسمان یکسر دریایی‌ست
که تو را
از سر خواهدگذشت
ماهی‌ای را بخوان
که پناهت دهد
و بِکشدت به ساحل دیگر.
ای مرد! چراغت را خاموش کن تا تنهاتر باشی
و در این بارش سرتاسر
خودت را به آب بزن
ابر
در باغ فرود آمده‌است
ماه
دو نیم شده‌است
بیا!
چراغت را به رود بینداز
بیابان
با غول‌هایش خوابیده‌است. 

دریافت فایل پادکست | Open Player in New Window

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.