قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / بس است! | گونار اکلوف

بس است! | گونار اکلوف


 

تا کی، بیدارم می‌داری ای فرشته
بدین افکار؟
چند بار دیگر از خواب خواهی‌ام پراند؟
چه کسی با آن‌ها به خواب می‌رود؟

روزگاری خیال می‌کردم همسر توام
زمانی حتی دخترت
دختری که خود را چون فاحشه‌ای در بازار مکاره فروخت
تا برای همه‌‌مان نان بیاورد

یک‌بار
انگشتانم را بر شانه‌هایت کشیدم و
و زیر بال‌ها، پرهایی را لمس کردم
که به زیر انگشتانم ذوب می‌شوند.
یک‌بار آن‌ها را دور گونه‌‌ات گرداندم
تا فقط لمس‌‌اش کنم که چون بال‌ پروانه‌‌ای
پودر می‌شود.

چطور می‌توانم از تو خلاصی بجویم؟
بس است. دیگر به هیچ رویایی
بیدارم مکن.

درباره‌ی محسن عمادی

محسن عمادی
شاعر، مترجم و فیلم‌ساز ایرانی در سال ۱۳۵۵ در ساری بدنیا آمد. در دانشگاه صنعتی شریف، رشته‌ی مهندسی کامپیوتر را به پایان رساند. فوق لیسانس‌اش را در رشته‌ی هنرها و فرهنگ دیجیتال در فنلاند دریافت کرد و تحصیلات تکمیلی‌ دکترایش را در دانشگاه ملی مکزیک در رشته‌ی ادبیات تطبیقی پی‌ گرفت. او مدیر و صاحب امتیاز سایت رسمی احمد شاملوست. اولین کتابِ شعرش در اسپانیا منتشر شد و آثارش به بیش از دوازده زبان ترجمه و منتشر شده‌اند. عمادی برنده‌ی نشانِ افتخار صندوق جهانی شعر، جایزه‌ی آنتونیو ماچادو و جایزه‌ی جهانی شعر وحشت در اسپانیا بوده‌است و در فستیوال‌های شعرِِ کشورهایی چون فرانسه، اسپانیا، مکزیک، آمریکا، هلند، آلمان، پرتغال، فنلاند و ... شعرخوانی کرده‌است. در حال حاضر بین مکزیک و فنلاند زندگی می‌کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *