قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / نانوشتن از تو | جین ورلی

نانوشتن از تو | جین ورلی


بخیه‌هات
پاره شدن ، صورتت
افتاده ، لبهات
سیمانی‌شدن ، زبونت رو
گَرد گرفته ، انگشت‌هات
از جا در اومدن و
سینه ات ته نشین‌شده
و مادرت
تو رو یادش نیست ، معشوقه ات
اسمش رو عوض‌کرده ، میز کارت
رو دادن
به دستیارت و برادر زاده ات
می‌پرسه کجا
رفتی و در مترو تو روت
بسته می شه ،
تنه ها و سگ ها گند
می زنن حالت
و شام آخرت
باقی مونده توی بشقاب
و گیلاس شرابت
هنوز پُره ، و دستمال‌هات
تا خوردن و
بهترین دوستات دیگه
هیچ وقت بهت دوباره زنگ نمی زنن
مهلت همه‌ی اشتراک‌هات
به سراومده و نامه‌هات دارن
توی قفسه می‌سوزند و عکس‌هامون
آب می‌شن و می‌ریزن
توی چاه کوچیک
زیرِ زمین
کمدهای پر از کفش‌های
مارک ات تبدیل به درخت شدن
و پدرت ؛ تو رو
با یه اسم دیگه به یاد میاره و بچه هات 

.

.

.


ما دو  تا اما ، اما ما دو تا                                                                                                                                                                               
هیچ وقت نایستادیم
و هیچ وقت نایستاد
زمزمه ی” دوستت دارم” هات
توی گوش هام…

 

درباره‌ی باهار افسری

باهار افسری
باهار افسری، شاعر، مترجم و‌ مدرس . متولد ۱۳۶۳ در شیراز . دانش‌آموخته‌ی رشته مترجمی و مطالعات ترجمه در مقاطع لیسانس و فوق‌لیسانس. موضوع پایان‌نامه ارشد وی «بررسی performabilty و Readability شش ترجمه فارسی نمایشنامه‌ی در انتظار گودو از منظر تئوری اسکوپوس» بوده است . او عضو انجمن صنفی مترجمان ایران است و دبیر بخش شعر جهان نشریه ادبی مایا بوده است و با نشریاتی همچون نیویورکر فارسی، نوشتا، شبکه‌ آفتاب، تاک، همکاری داشته و از وی آثاری در چند آنتالوژی از جمله «این روشنای نزدیک » به چاپ رسیده است. ترجمه یک مجموعه داستان به نام "هر چیزی ممکن است" نوشته ی الیزابت استراوت از وی توسط نشر نفیر منتشر شده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.