قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / برایم خانه ای بساز | هیلده دُمین

برایم خانه ای بساز | هیلده دُمین


بادی که بر گیسوی گل‌ها شانه می‌زند
و از گلبرگ ها پروانه می‌سازد
و تودۀ کاغذ‌پاره‌ها را چون دستۀ کبوتران
از دره‌های مانهاتان به سوی آسمان
تا اوج می‌برد
و دسته‌پرندگان مهاجر را
در اوج آسمانخراش‌ها تار و مار می‌کند.

باد می آید، باد شور
و ما را با خود به سوی دریاها می‌برد
و در ساحلی می‌افکند
همچون ستاره‌ای دریایی
که از آب‌ها به سوی ساحل پرتاب می‌شود،
باد می آید
محکم مرا بگیر!

آه، جسم شنی من، شفاف،
شکل یافته، همچون تصاویری جاودانی.
باد می‌آید
و انگشت مرا با خود می برد،
آب می‌آید
و شیاری در من می‌افکند.
اما باد،
قلب را
ـ آن پرندۀ سرخ و آوازه ‌خوان در قفس را ـ
عریان می سازد
و با نفس عطر‌آگین‌اش می‌سوزاند.

آه…
محکم بگیر،
جسم شنی‌ ام را!

*
بگذار به سوی خشکی‌ها رویم
جایی که بوته‌های کوچک
خاک را استوار می‌سازند،
می‌خواهم بر زمینی سفت گام بگذارم
سبز،
بافته از ریشه‌های سخت
همچون فرشی عظیم.
تنه‌های درختان را بیاور
صخره‌ها را بِکـَن
و خانه‌ای برایم بساز.

خانه‌ای کوچک
با دیوارهایی سپید
برای خورشید غروب‌گاهان،
و چشمه‌ ای زلال برای ماه
تا پیکر خود را در آن بیند
و خود را، همانگونه که در دریا‌ها
گم نکند.
خانه‌ای کنار یک درخت سیب،
یک درخت زیتون
که باد همچون شکارگر بر آن می گذرد،
اما،
دیگر ما شکار او نیستیم.

درباره‌ی علی اصغر فرداد

علی اصغر فرداد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *