قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / شعر من | فرریرا گولار / شعر | فرریرا گولار

شعر | فرریرا گولار


دوست ندارم شعر را،
توهم شعر را:
می‌خواهم صبحی را برگردانم
که زباله شد،
صدا را می‌خواهم
صدای تو را صدای خودم را
گشاده در هوا عین میوه
در خانه
بیرون خانه
صدا
که چیزهایی می‌گوید فاحش
میان خنده‌ها و نفرین‌ها
در سرگیجه‌ی روز:
نه شاعری
نه شعر
آن سخن پیراسته‌ای
که مرگ در آن غریو برنمی‌کشد

دروغ
خورد و خوراکم نمی‌دهد:
قوتِ من
آب‌ است
هرچه کثیف و متعفن
راکد در چاهی قدیمی
که امروز کور است
آن‌جا که روزگاری می‌خندیدیم.

درباره‌ی محسن عمادی

محسن عمادی
شاعر، مترجم و فیلم‌ساز ایرانی در سال ۱۳۵۵ در ساری بدنیا آمد. در دانشگاه صنعتی شریف، رشته‌ی مهندسی کامپیوتر را به پایان رساند. فوق لیسانس‌اش را در رشته‌ی هنرها و فرهنگ دیجیتال در فنلاند دریافت کرد و تحصیلات تکمیلی‌ دکترایش را در دانشگاه ملی مکزیک در رشته‌ی ادبیات تطبیقی پی‌ گرفت. او مدیر و صاحب امتیاز سایت رسمی احمد شاملوست. اولین کتابِ شعرش در اسپانیا منتشر شد و آثارش به بیش از دوازده زبان ترجمه و منتشر شده‌اند. عمادی برنده‌ی نشانِ افتخار صندوق جهانی شعر، جایزه‌ی آنتونیو ماچادو و جایزه‌ی جهانی شعر وحشت در اسپانیا بوده‌است و در فستیوال‌های شعرِِ کشورهایی چون فرانسه، اسپانیا، مکزیک، آمریکا، هلند، آلمان، پرتغال، فنلاند و ... شعرخوانی کرده‌است. در حال حاضر بین مکزیک و فنلاند زندگی می‌کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *