قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / شعر من | فرریرا گولار / در شهر | فرریرا گولار

در شهر | فرریرا گولار


هرچه از آن سخن می‌گویم‌ در شهر است
میان زمین و آسمان.
همه چیزهایی هستند فانی
و ابدی، عین لبخند تو
یا واژه‌ی همبستگی
بازو‌های گشاده‌ام
و این عطر فراموش گیسوان
که باز می‌گردد و
برمی‌انگیزاند شعله‌ی نامنتظرش را
در دلِ اردیبهشت.

هرچه از آن سخن می‌گویم از تنی برآمده است
مثل تابستان و حقوق ما.
به فانی‌شکلی فشرده در زمان،
پراکنده‌ مثل هوا
در بازار، در کارخانه‌ها
در خیابان‌ها، مسافرخانه‌ها.

تمام‌شان، شیی‌اند،
اشیایی روزمره، مثل دهان‌ها و
دست‌ها، مثل رویاها، اعتصاب‌ها
شکایات،
تصادف‌هایی سرکار و از سر عشق. اشیا،
انگار در روزنامه‌ها
چیزی چنان خام
چیزی چنان تاریک
که حتی شعر باید تقلاکند تا بر آن نوری بیافکند.

ولی در آن‌هاست که نبض تو را می‌بینم
جهان تو را
هنوز مویان و امیدوار.

درباره‌ی محسن عمادی

محسن عمادی
شاعر، مترجم و فیلم‌ساز ایرانی در سال ۱۳۵۵ در ساری بدنیا آمد. در دانشگاه صنعتی شریف، رشته‌ی مهندسی کامپیوتر را به پایان رساند. فوق لیسانس‌اش را در رشته‌ی هنرها و فرهنگ دیجیتال در فنلاند دریافت کرد و تحصیلات تکمیلی‌ دکترایش را در دانشگاه ملی مکزیک در رشته‌ی ادبیات تطبیقی پی‌ گرفت. او مدیر و صاحب امتیاز سایت رسمی احمد شاملوست. اولین کتابِ شعرش در اسپانیا منتشر شد و آثارش به بیش از دوازده زبان ترجمه و منتشر شده‌اند. عمادی برنده‌ی نشانِ افتخار صندوق جهانی شعر، جایزه‌ی آنتونیو ماچادو و جایزه‌ی جهانی شعر وحشت در اسپانیا بوده‌است و در فستیوال‌های شعرِِ کشورهایی چون فرانسه، اسپانیا، مکزیک، آمریکا، هلند، آلمان، پرتغال، فنلاند و ... شعرخوانی کرده‌است. در حال حاضر بین مکزیک و فنلاند زندگی می‌کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *