قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / به فکرِ دیگران ا محمود درویش

به فکرِ دیگران ا محمود درویش


همانگاه که صبحانه‌ات را آماده می‌کنی، به فکر دیگران باش.
(غذای کبوتران را از یاد مبر)
همانگاه که هزینه‌ی جنگ را تامین می‌کنی، به فکر دیگران باش
(آنها، که در پیِ صلح‌اند را از یاد مبر )
همانگاه که قبض آب را می‌پردازی، به فکر دیگران باش ‌
(همان‌ها که ابرها را تیمار می‌کنند )
همانگاه، که به خانه بازمی‌گردی، به خانه‌ات، به فکر دیگران باش
(آدم‌های کمپ را از یاد مبر )
همانگاه که خوابیده‌ای و ستاره می‌شماری، به فکر دیگران باش
(آنهایی که جایی برای خوابیدن ندارند)
همانگاه که با استعاره‌‌ها، در پیِ بیانِ خودی، به فکر دیگران باش
(آنهایی که حق حرف‌زدن ندارند)
همانگاه که دوردست‌ها به فکر دیگرانی، به فکر خودت باش
(بگو: کاش فقط کاش شمعی بودم در دل تاریکی)

درباره‌ی باهار افسری

باهار افسری
باهار افسری، شاعر، مترجم و‌ مدرس . متولد ۱۳۶۳ در شیراز . دانش‌آموخته‌ی رشته مترجمی و مطالعات ترجمه در مقاطع لیسانس و فوق‌لیسانس. موضوع پایان‌نامه ارشد وی «بررسی performabilty و Readability شش ترجمه فارسی نمایشنامه‌ی در انتظار گودو از منظر تئوری اسکوپوس» بوده است . او عضو انجمن صنفی مترجمان ایران است و دبیر بخش شعر جهان نشریه ادبی مایا بوده است و با نشریاتی همچون نیویورکر فارسی، نوشتا، شبکه‌ آفتاب، تاک، همکاری داشته و از وی آثاری در چند آنتالوژی از جمله «این روشنای نزدیک » به چاپ رسیده است. او ‌اکنون دو مجموعه شعر و یک مجموعه داستان ترجمه در دست چاپ دارد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *