قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / نمک دریا بر لبانم | خوزه گوروستیزا

نمک دریا بر لبانم | خوزه گوروستیزا


حالا چه کسی برایم یک پرتقال می‌خرد،
تا تسلایم دهد؟
یک پرتقالِ رسیده‌ی کامل
به شکلِ یک دل.

نمکِ دریا بر لبانم،
دریغا من!
گردآورده‌ام نمک دریا را
بر لب‌ها و در رگ‌هایم.

هیچ‌کس لب‌هایش را به من پیشکش نمی‌کند،
نمی‌توانم لطافتِ سنبله‌ی یک بوسه را خرمن کنم!
هیچ‌کس نمی‌خواهد خون‌ام را بنوشد،
خودم نیز دیگر نمی‌توانم بگویم،
هنوز جاری‌ است یا نه!

مثل کشتی‌های شکسته،
دریغا من!
مثل ابرها که سرگردانند،
گمگشته بودم و
کشتی‌ها در دریا گم شدند.

از وقتی هیچ‌کس از من آن را نخواست،
دیگر دلی ندارم.
حالا چه کسی برایم یک پرتقال می‌خرد،
تا تسلایم دهد؟

درباره‌ی محسن عمادی

محسن عمادی

شاعر، مترجم و فیلم‌ساز ایرانی در سال ۱۳۵۵ در ساری بدنیا آمد. در دانشگاه صنعتی شریف، رشته‌ی مهندسی کامپیوتر را به پایان رساند. فوق لیسانس‌اش را در رشته‌ی هنرها و فرهنگ دیجیتال در فنلاند دریافت کرد و تحصیلات تکمیلی‌ دکترایش را در دانشگاه ملی مکزیک در رشته‌ی ادبیات تطبیقی پی‌ گرفت. او مدیر و صاحب امتیاز سایت رسمی احمد شاملوست. اولین کتابِ شعرش در اسپانیا منتشر شد و آثارش به بیش از دوازده زبان ترجمه و منتشر شده‌اند. عمادی برنده‌ی نشانِ افتخار صندوق جهانی شعر، جایزه‌ی آنتونیو ماچادو و جایزه‌ی جهانی شعر وحشت در اسپانیا بوده‌است و در فستیوال‌های شعرِِ کشورهایی چون فرانسه، اسپانیا، مکزیک، آمریکا، هلند، آلمان، پرتغال، فنلاند و … شعرخوانی کرده‌است. در حال حاضر بین مکزیک و فنلاند زندگی می‌کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *