قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / ترانه سوار (۱۸۶۰) | فدریکو گارسیا لورکا

ترانه سوار (۱۸۶۰) | فدریکو گارسیا لورکا


در پرتو ماهِ سیاه ِ
رهزنان
مهمیزها می خوانند…

تاتوی سیاه
به کجا می بری نعش سوارت را؟

…مهمیزهایِ سختِ
رهزنِ خاموش
که مهاراز کف داد.

تاتوی سرد،
چه عطری دارد شکوفه خنجر!

در پرتو ماه سیاه
خون از کمرگاه
کوهستان مورنا جاری است.

تاتوی سیاه
کجا می بری نعش سوارت را؟

شب
بر گرُدگاه سیاهش
با ستارگان سیمین
مهمیز می زند.

تاتوی سرد
چه عطری دارد شکوفه ی خنجر!

در سایه سیاه ماه
نعره ای
و در آسمان،
شاخِ بلند هُگوئرا*

تاتوی سیاه
کجا می بری نعش سوارت را؟

Hoguera * در زبان اسپانیایی، خرمن آتش که با آن در قرون وسطی گناهکاران و کتابهای ممنوعه را میسوزاندند.

درباره‌ی علی اصغر فرداد

علی اصغر فرداد

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *