قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / شعر ۱، شب پلنگ | کلارا خانس

شعر ۱، شب پلنگ | کلارا خانس


گرگ و میش، بوی پلنگ
و آسمان که شکارچیان را خبردار می‌کند.

دور شو ای یار!
و جنگل را به آتش بکش
پیدایت می‌کنم
رد خاکسترها را می‌گیرم و
به سینه‌ی آتشفشان‌ها می‌خزم
که گهواره‌ی ما آن‌جاست
تا نیزه‌های شب فرو افتند و من رسیده باشم.
می‌رسم و می‌میرم
و تو در خونم خواهی خواند
راستی کلمات مرا خواهی خواند.
بنوش ای یار!
جام زندگی‌ام را بنوش
که زندگی من رنج است
تحفه‌ایست
همیشه پیش‌کشِ آرزو
و همیشه، تسلیمِ راز.

درباره‌ی محسن عمادی

محسن عمادی

شاعر، مترجم و فیلم‌ساز ایرانی در سال ۱۳۵۵ در ساری بدنیا آمد. در دانشگاه صنعتی شریف، رشته‌ی مهندسی کامپیوتر را به پایان رساند. فوق لیسانس‌اش را در رشته‌ی هنرها و فرهنگ دیجیتال در فنلاند دریافت کرد و تحصیلات تکمیلی‌ دکترایش را در دانشگاه ملی مکزیک در رشته‌ی ادبیات تطبیقی پی‌ گرفت. او مدیر و صاحب امتیاز سایت رسمی احمد شاملوست. اولین کتابِ شعرش در اسپانیا منتشر شد و آثارش به بیش از دوازده زبان ترجمه و منتشر شده‌اند. عمادی برنده‌ی نشانِ افتخار صندوق جهانی شعر، جایزه‌ی آنتونیو ماچادو و جایزه‌ی جهانی شعر وحشت در اسپانیا بوده‌است و در فستیوال‌های شعرِِ کشورهایی چون فرانسه، اسپانیا، مکزیک، آمریکا، هلند، آلمان، پرتغال، فنلاند و … شعرخوانی کرده‌است. در حال حاضر بین مکزیک و فنلاند زندگی می‌کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *