قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / شعر ۷، شب پلنگ | کلارا خانس

شعر ۷، شب پلنگ | کلارا خانس


گازِ سرخِ دهانت.
شب، با سرودی از زمین
نورها و صداهای سفید را می‌بلعد
تا مشعل آتش را نشا کند.
شخم‌ها
سراشیب‌ها
جبرهای ناخواسته
و چشمه‌ای سیاه
که کپلِ گریزان‌ات را عیان می‌کنند
قدم‌های نرم‌ات را
و بوسه در می‌گشاید
و حالاست که می‌دانم
تو بودی آن صدفی
که تمامی عالم را در گنبد من غرق کرد
گدازه‌ها‌ و بی‌خوابی‌شان را
و باغ‌های سبز را
که هنوز در رگ‌های من جاری‌اند.
و آن بوته‌ی ولیک
که مرا به خون آلود
پنجه‌ی شیرین تو بود
متظاهرِ تنهایی
در اعماقِ جنگل.

به جستجوی تو
خیالم، حقیر می‌داند
آن گودالِ خونی را
که شکارچیان به سوی روح پرتاب کرده‌اند

درباره‌ی محسن عمادی

محسن عمادی

شاعر، مترجم و فیلم‌ساز ایرانی در سال ۱۳۵۵ در ساری بدنیا آمد. در دانشگاه صنعتی شریف، رشته‌ی مهندسی کامپیوتر را به پایان رساند. فوق لیسانس‌اش را در رشته‌ی هنرها و فرهنگ دیجیتال در فنلاند دریافت کرد و تحصیلات تکمیلی‌ دکترایش را در دانشگاه ملی مکزیک در رشته‌ی ادبیات تطبیقی پی‌ گرفت. او مدیر و صاحب امتیاز سایت رسمی احمد شاملوست. اولین کتابِ شعرش در اسپانیا منتشر شد و آثارش به بیش از دوازده زبان ترجمه و منتشر شده‌اند. عمادی برنده‌ی نشانِ افتخار صندوق جهانی شعر، جایزه‌ی آنتونیو ماچادو و جایزه‌ی جهانی شعر وحشت در اسپانیا بوده‌است و در فستیوال‌های شعرِِ کشورهایی چون فرانسه، اسپانیا، مکزیک، آمریکا، هلند، آلمان، پرتغال، فنلاند و … شعرخوانی کرده‌است. در حال حاضر بین مکزیک و فنلاند زندگی می‌کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *