قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / شعر ۱۲، شب پلنگ | کلارا خانس

شعر ۱۲، شب پلنگ | کلارا خانس


می‌توانم درختی را به کار برم
تا با تو عشق‌بازی کنم
و دیواری را
و خنجر گرگ و میش را
که کوه‌ها را از ریشه‌هایشان می‌رباید و به پرواز وا می‌دارد

و رود‌های پنهانی را
که میان ستارگان کشیده می شوند.
میوه، آسمانش را می گشاید
آسمانی از هوا و خیالات فریبنده
و من به شعری غران جان می‌بخشم
شعری که از سایه‌ات، باردار است و
نامی بر خود نمی‌نهد.

درباره‌ی محسن عمادی

محسن عمادی
شاعر، مترجم و فیلم‌ساز ایرانی در سال ۱۳۵۵ در ساری بدنیا آمد. در دانشگاه صنعتی شریف، رشته‌ی مهندسی کامپیوتر را به پایان رساند. فوق لیسانس‌اش را در رشته‌ی هنرها و فرهنگ دیجیتال در فنلاند دریافت کرد و تحصیلات تکمیلی‌ دکترایش را در دانشگاه ملی مکزیک در رشته‌ی ادبیات تطبیقی پی‌ گرفت. او مدیر و صاحب امتیاز سایت رسمی احمد شاملوست. اولین کتابِ شعرش در اسپانیا منتشر شد و آثارش به بیش از دوازده زبان ترجمه و منتشر شده‌اند. عمادی برنده‌ی نشانِ افتخار صندوق جهانی شعر، جایزه‌ی آنتونیو ماچادو و جایزه‌ی جهانی شعر وحشت در اسپانیا بوده‌است و در فستیوال‌های شعرِِ کشورهایی چون فرانسه، اسپانیا، مکزیک، آمریکا، هلند، آلمان، پرتغال، فنلاند و ... شعرخوانی کرده‌است. در حال حاضر بین مکزیک و فنلاند زندگی می‌کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *