قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / شعر ۱۶، شب پلنگ | کلارا خانس

شعر ۱۶، شب پلنگ | کلارا خانس


گرگ‌ها که زوزه می‌کشند
و شکارچی‌ها که می‌گذرند
هنوز میان درختان سرگردانم
و نمی‌دانم، نمی‌دانم که به کدام راه رفته‌ای!

ماه ساعات را درو می‌کند
بر دریاچه کمانی می‌زند
و نمی‌دانم، نمی‌دانم که به کدام راه رفته‌ای!

این‌همه نور به چه کار می‌آید در آب
اگر در راه نه ردپایی هست
و نه قایقی بر ساحل
و نمی‌دانم، نمی‌دانم که به کدام راه رفته‌ای!

باد انگشت‌هایت را می‌دزدد
و مرا صدا می‌کند
و من چون بادی خود را
بر ستون‌های تردید از هم می‌درم
و از میان ظلمات به پیش می‌رانم
و نمی‌دانم،
نمی‌دانم که به کدام راه رفته‌ای!

درباره‌ی محسن عمادی

محسن عمادی

شاعر، مترجم و فیلم‌ساز ایرانی در سال ۱۳۵۵ در ساری بدنیا آمد. در دانشگاه صنعتی شریف، رشته‌ی مهندسی کامپیوتر را به پایان رساند. فوق لیسانس‌اش را در رشته‌ی هنرها و فرهنگ دیجیتال در فنلاند دریافت کرد و تحصیلات تکمیلی‌ دکترایش را در دانشگاه ملی مکزیک در رشته‌ی ادبیات تطبیقی پی‌ گرفت. او مدیر و صاحب امتیاز سایت رسمی احمد شاملوست. اولین کتابِ شعرش در اسپانیا منتشر شد و آثارش به بیش از دوازده زبان ترجمه و منتشر شده‌اند. عمادی برنده‌ی نشانِ افتخار صندوق جهانی شعر، جایزه‌ی آنتونیو ماچادو و جایزه‌ی جهانی شعر وحشت در اسپانیا بوده‌است و در فستیوال‌های شعرِِ کشورهایی چون فرانسه، اسپانیا، مکزیک، آمریکا، هلند، آلمان، پرتغال، فنلاند و … شعرخوانی کرده‌است. در حال حاضر بین مکزیک و فنلاند زندگی می‌کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *