قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / شعر ۲۲، شب پلنگ | کلارا خانس

شعر ۲۲، شب پلنگ | کلارا خانس


درختی هم‌رنگ چشم‌هایم
شاخ و برگش را تا من گسترد
تا بر دقایق شکوه جلوس کنم
بر بلندای سرخ پرنده‌ای احضارم کرد
و جنی از دود
برایم بالشی آورد
اما من،‌ باید که ادامه دهم
چرا که میان دندان‌هایم
کلمه‌ی ممنوع را حمل می‌کنم
از میان رودها و آب‌کندها
به تو خواهم رسید
و آن‌را در دهانت خواهم گذاشت،
حتی اگر برایش بمیرم.
حتی اگر برایش بمیری.

درباره‌ی محسن عمادی

محسن عمادی
شاعر، مترجم و فیلم‌ساز ایرانی در سال ۱۳۵۵ در ساری بدنیا آمد. در دانشگاه صنعتی شریف، رشته‌ی مهندسی کامپیوتر را به پایان رساند. فوق لیسانس‌اش را در رشته‌ی هنرها و فرهنگ دیجیتال در فنلاند دریافت کرد و تحصیلات تکمیلی‌ دکترایش را در دانشگاه ملی مکزیک در رشته‌ی ادبیات تطبیقی پی‌ گرفت. او مدیر و صاحب امتیاز سایت رسمی احمد شاملوست. اولین کتابِ شعرش در اسپانیا منتشر شد و آثارش به بیش از دوازده زبان ترجمه و منتشر شده‌اند. عمادی برنده‌ی نشانِ افتخار صندوق جهانی شعر، جایزه‌ی آنتونیو ماچادو و جایزه‌ی جهانی شعر وحشت در اسپانیا بوده‌است و در فستیوال‌های شعرِِ کشورهایی چون فرانسه، اسپانیا، مکزیک، آمریکا، هلند، آلمان، پرتغال، فنلاند و ... شعرخوانی کرده‌است. در حال حاضر بین مکزیک و فنلاند زندگی می‌کند.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.