ورنر لمبرسی

اثری از‫:‬ ,

 

باشد که جان تو به تسخیر ِ نکهت ِ نعناع درآید

برادرم

و جلبکها

روح تو را به جانب حیات سوق دهند

چرا که اقیانوس بی انتهاست

و ژرف است عطر شب

کالبدت را بگو

که انهدام باید در هراس باقی بماند

تا خط پایان فاصله ای نیست

تو باید تنها، یک گام پیش نهی

بی هیچ جنبشی اما…

نور فریاد برنمی آورد

آسمان لب نمی گشاید

بر این سکوت محض

بنیانِ سرود خفته است

جنبشی که در سایه خانه دارد

چگونه میتوان با حلقه ی مرگِ آویزان بر گردن سهل انگار بود؟

عشق

عشق را میگویم که باید افسار بدست گیرد

و گاه گاه قلاده تکان دهد

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.