گونار اکلوف | پادکست یک دفتر، شبِ نخست

اثری از‫:‬ ,

 

 

سال‌ها پیش، خیالات رمانتیکم مرا به لحظاتی می‌برد که آرزو می‌کردم برای یارم «هزار و یک‌شب» بخوانم. آن رخداد هرگز نیافتاد، لااقل در زبان فارسی. در گذر از سال‌های تبعید و غربت و خانه‌بدوشی، کم‌کم تعریف من از شعر و واقعیت تغییر می‌کرد و دیگر آن آدم سابق نبودم. دیگر، فانتزی و تخیل‌ نقش چندانی در تحول مفهوم شعر برای من نداشتند. صلبی واقعیت، فرارفتن از واقعیت را اجتناب‌ناپذیر می‌کرد. اما این فراروی، دیگر با خیال‌بافی قرین نبود. نسبت شعر و واقعیت برایم، به مرور به نسبتِ ریاضیات و واقعیت نزدیک‌تر شد. «دقت» و ابعاد مختلف تعریف آن، مسئله‌ی شاعری من شد. آن‌جا بود که حس کردم، هزار و یک‌شب، یا به عبارتی ابدیت و یک شب را باید دیگرگونه بگذرانم. شاعرانِ من، نرودا و پاز نبودند و نیستند. شاعرانِ من، فرزندان مغاک‌اند و بس تاریک: سزار بایه‌خو، ولادیمیر هولان و بسیاری دیگر. وقتی پس از سال‌ها انزوا، سانحه‌ی عاشقی، درهای قلعه‌ی وجود مرا شکست و «برون و درون» را، «ذهن و عین» را در هم پیچید، به «هزار و یک‌شب» فکر می‌کردم و دیدم که آن ابدیت و یک شب را می‌خواهم با شعر سر کنم. با شعرهایی که برای او می‌خوانم. پس بر آن شدم تا آن‌جا که رخصت زندگی‌ و تنفس است، هزار و یک‌شب، برایش هزار و یک شاعر بخوانم. شاعرانی که در مسیر زندگی‌ام به آن‌ها برمی‌خورم: همه تاریک، همه فرزندان مغاک، همه هیولای تنهایی.

گونار اکلوف، یکی از اولین شاعرانی بود که برای او می‌خواندم. اکلوف، در سال ۱۹۰۷ در سوئد بدنیا آمد و در سال ۱۹۶۸ درگذشت. او را نخستین شاعر سورئالیست سوئدی قلمداد می‌کنند. در شعر اکلوف، می‌توان نشانه‌های روشنی یافت از تاثیر ابن‌عربی. اهمیت او برای شعر من، در توجه و دقتی‌ست که اکلوف در مسئله‌ی دیدن و شهود از خود نشان می‌دهد. مدتها پیش در مقاله‌ای، رابطه‌ی کوری و شعر را تحلیل کرده‌بودم و یکی از مصادیق اصلیِ نوشتارم، برخورد اکلوف با مسئله‌ی دیدن بود. این دفتر، شروع دفترهای مشابه دیگر است.

 

یک یادداشت در مورد این نوشتهنظر شما چیست؟
  1. سلام و تشکر بابت سایت فوق العاده تان… همواره دنبال میکنم مطالبتان را… راستش را بخواهید شعری را دیرگاهی پیش در این سایت دیدم که نظرم را جلب کرد… ولی نتوانستم پیدایش کنم… شاعرش و خود شعر را هم بیاد ندارم و فقط دو مصرعش را در خاطر دارم اگر توانستید مرا یاری جویید در پیدا کردنش، مدیونتان خواهم شد… دو مصرع به شرح زیر است:
    “پدر
    کجا میروی ای پدر”

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.