قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / موهان رانا | آزیتا قهرمان

موهان رانا | آزیتا قهرمان


 

راه

نخست جنگل درون من خشکید

رودخانه چرخید به سوی سنگ

آسمان برهنه شد

و بیابان ها گستردند

هر قطره ای گم  مانند لکه ای به روی کاغذ

همه شکل ها به ابتدای خود برگشتند

آنجا ا من از روی پلی از شن گذشتم

پیش از گذاشتن  آن  بین کلمه ها

رویشی سبز زیر پایم محو گردید

خاطره ای  به محض لمس به  ماسه بدل شد

و رد گام ها یم ناپدید

هوای سوزان چرخید دیوانه وار

نفس   در سینه ام بریده

روزهای رفته دربند تارو پودعنکبوت  گرفتار

درآیینه های فضایی بیرون از دنیای درون ما

امید ها یمان  با تاج های شکسته خوابیدند

راهی بدوز

راهی به دور روزهای ازهم شکافته

شاید دری گشوده گردد

در برابر قرنی که راهش را گم کرده است

در بیراه زمانه ای تاریک .

درباره‌ی آزیتا قهرمان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *