حیرت‌زده از شادی | ویلیام وردزورث

اثری از‫:‬ ,

حیرت‌زده از شادی، بی‌صبر مثلِ باد
بازگشتم تا سرخوشی‌ام را قسمت کنم.. آه
با چه کسی جز تو که در اعماق خاموشِ مغاک خفته‌ای؟
آن‌‌‌جا که هیچ تحولی‌ نمی‌پذیرد.
عشق، عشقِ باوفا، تو را به خاطرم آورد
چگونه می‌توانم فراموشت کنم؟ با چه توانی.
یک‌ لحظه آن‌چنان بی‌خبر شوم
کزین غم سنگینِ جانم چشم بپوشم!
خطورِ این خیال سخت‌ترین شبیخونِ غم‌انگیزم بود.
به‌جز یکی، تنها یکی شبیخون،
آن‌وقت که بی‌کس‌وکار مانده بودم
و می‌دانستم که چشم‌وچراغم از دست رفته است
نه حالا، نه سال‌های هنوز نیامده را توانی آن‌قدر نیست
که آن چهره‌ی بهشتی را پیش من بنشانند.

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.