قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / پسر | ریکاردو دومنِیک

پسر | ریکاردو دومنِیک


چقدر دلم می‌خواست یک بچه‌ی پسر داشته باشم
رابطه ای که هجده سال دوام بیاورد
حتا با حساب و کتاب ِهزینه اش
و احتمال خطرش در خانه
وقتی سرخس ها حتا از فرط بی آبی
تشنه می میرند
پارسال
یک کاکتوس خریدم
اما همه ی ما راستش محتاج کسی هستیم
که او هم بیش ازاینها ما را کمی بخواهد
امسال
از پاپا نوئل خواستم
یک طوطی برایم بیاورد
که لااقل از من غذایش را بگیرد
دوستانم می خندند که از سن و سالم این حرف ها دیگرگذشته
نهایتش شانس بیاورم
وسط گربه ها خواهم مرد
شاید هم بغل یک سگ
سال هاست منتظرم
میانگین طول عمرم اگر کفاف دهد
حتا یک سگ بی صاحب خیابانی
شاید بیشتر از من دوام بیاورد
برای من که ازجدایی وخاک سپاری ها دیگر خسته ام
این طوری لااقل می شود پرهیز کرد؛ازایستگاه قطارهای بین شهری
جایی که بوی گند اشک وگریه دارد .
Ricardo Domeneck
Brazil

درباره‌ی آزیتا قهرمان

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *