قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / فیدل | خوان خلمن

فیدل | خوان خلمن


 



بی‌کم و کاست چنین می‌گویند از فیدل
راه‌بلدی بزرگ که مشعل تاریخ را برفروخت و الخ
ولی مردم او را سمند می‌نامند و حق همین است
فیدل بر فیدل نشست روزی و
به سر تاخت بر سر رنج
در برابر مرگ
و فراتر از آن، در برابرِ غبار جان.
تاریخ از افعالِ پرشکوهش دادِ سخن خواهد داد
من اما برآنم که او را در کنجِ روزی به خاطر آورم
که در آن به سرزمینش نگاه کرد و گفت این سرزمین منم!
به مردمش نگاه کرد و گفت این مردم منم!
رنج‌هایش را برانداخت
سایه‌هایش را
نسیان‌هایش را
و به سودایی، تنها در برابر جهان ایستاد
یگانه مایملک‌اش، دل‌اش را
چون پرچمی عظیم در هوا گشاد
چونان مشعلی روشن در شبِ ظلام
چون ضربه‌ی عشق بر صورتِ هراس
چون مردی که لرزان‌‌لرزان به حریم عشق در می‌آید
دلش را برفراشت،
در هوا تکانش می‌داد
قوت‌اش می‌داد و شربت‌اش می‌نوشاند،
نفتِ حریق‌اش می‌داد.

فیدل یک میهن است
او را دیده‌ام من
با سلسله‌ی امواجِ چهره‌ها بر عارض‌اش.
تاریخ به حساب و کتابِ خودش می‌رسد
من اما او را دیده‌ام
هنگام که مردمان را
بر«ای‌کاش چنین بود‌یم‌»‌هایش بر می‌کشید.
شبت خوش ای تاریخ،
چهارطاقِ دروازه‌هایت را بگشا
با فیدل بر سمند وارد می‌شویم.

درباره‌ی محسن عمادی

محسن عمادی

شاعر، مترجم و فیلم‌ساز ایرانی در سال ۱۳۵۵ در ساری بدنیا آمد. در دانشگاه صنعتی شریف، رشته‌ی مهندسی کامپیوتر را به پایان رساند. فوق لیسانس‌اش را در رشته‌ی هنرها و فرهنگ دیجیتال در فنلاند دریافت کرد و تحصیلات تکمیلی‌ دکترایش را در دانشگاه ملی مکزیک در رشته‌ی ادبیات تطبیقی پی‌ گرفت. او مدیر و صاحب امتیاز سایت رسمی احمد شاملوست. اولین کتابِ شعرش در اسپانیا منتشر شد و آثارش به بیش از دوازده زبان ترجمه و منتشر شده‌اند. عمادی برنده‌ی نشانِ افتخار صندوق جهانی شعر، جایزه‌ی آنتونیو ماچادو و جایزه‌ی جهانی شعر وحشت در اسپانیا بوده‌است و در فستیوال‌های شعرِِ کشورهایی چون فرانسه، اسپانیا، مکزیک، آمریکا، هلند، آلمان، پرتغال، فنلاند و … شعرخوانی کرده‌است. در حال حاضر بین مکزیک و فنلاند زندگی می‌کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *