قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / ترانه برای آخرین کودک یهودی | ادمون ژبس

ترانه برای آخرین کودک یهودی | ادمون ژبس


پدرم از ستاره آویزان بود،
مادرم با رودخانه سُر می‌خورد،
مادرم می‌درخشید،
پدرم نابینا بود،
در شبی که نادیده‌ام می‌گیرد
در روزی که ویرانم می‌کند،
سنگ بی‌وزن است،
نان شبیه پرنده‌ای‌ست
که پروازش را نظاره می‌کنم
خون می‌چکد بر گونه‌هام
دندان‌هایم دهانی خالی‌تر را می‌جویند
در زمین و یا در آب،
در آتش.
جهان سرخ است.
تمام نرده‌ها سرنیزه‌اند.
سوارانِ مرده همواره در خواب‌هایم، در چشم‌هایم چهارنعل می‌تازند.
روی تنِ تکه‌پاره‌ی باغی گمشده گل سرخی شکفته بود،
دستی از گل سرخ شکفته بود که من دیگر نخواهم بود.
سوارانِ مرگ مرا با خود می‌برند.
من برای دوست‌داشتن آنها به دنیا آمدم.

درباره‌ی میهن تاری

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *