ترانه برای آخرین کودک یهودی | ادمون ژبس

اثری از‫:‬ ,

پدرم از ستاره آویزان بود،
مادرم با رودخانه سُر می‌خورد،
مادرم می‌درخشید،
پدرم نابینا بود،
در شبی که نادیده‌ام می‌گیرد
در روزی که ویرانم می‌کند،
سنگ بی‌وزن است،
نان شبیه پرنده‌ای‌ست
که پروازش را نظاره می‌کنم
خون می‌چکد بر گونه‌هام
دندان‌هایم دهانی خالی‌تر را می‌جویند
در زمین و یا در آب،
در آتش.
جهان سرخ است.
تمام نرده‌ها سرنیزه‌اند.
سوارانِ مرده همواره در خواب‌هایم، در چشم‌هایم چهارنعل می‌تازند.
روی تنِ تکه‌پاره‌ی باغی گمشده گل سرخی شکفته بود،
دستی از گل سرخ شکفته بود که من دیگر نخواهم بود.
سوارانِ مرگ مرا با خود می‌برند.
من برای دوست‌داشتن آنها به دنیا آمدم.

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.