مرثیه‌ی بی‌موسیقی | ادنا سنت‌وینسنت میلی

اثری از‫:‬ ,

هرگز تن به این تقدیر نمی‌سپارم که قلب‌های عاشق درون خاک بی‌رحم جای گیرند.
اما از کهن‌ترین روزگاران چنین بوده، هست و خواهد بود:
که فرزانگان و عاشقان رهسپار تاریکی شوند.
با تاجی از سوسن‌های سپید و برگ‌های رخشان؛
اما تن به این تقدیر نمی‌سپارم
و لختی نمی‌آرامم.
چه بسیار عاشقان و اندیشمندانی که در خاک همراه شمایند.
با خاک تیره و خودسر در آمیزید.

شاید ذره‌ای از احساسات، پندارها، رازها و گفته‌هاتان به‌جا مانده باشد
اما بهترین چیز از دست رفته.
حاضر‌جوابی‌ها، نگاه‌های صادقانه، خنده‌ها، عشق‌ها
برای همیشه رفته‌اند.
رفته‌اند تا گل‌های سرخ را جانی تازه بخشند.
شکوفه، زیبا و دلرباست.

عطرآگین است.
نیک می‌دانم.
با این همه از سر تسلیم و عجز، تن به این تقدیر نمی‌سپارم.
فروغی که در دیدگانتان می‌درخشید از تمامی گل‌های دنیا گرانبهاتر بود.

فرو می‌روند،
در قعر تاریکی گور آرام فرو می‌روند،
زیبارویان، پرمهران، دلنوازان؛
خردمندان، بذله‌گویان، دلیران.
نیک می دانم. با این‌همه نمی‌پذیرم و تن به این تقدیر نمی‌سپارم.

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.