قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / ملودی شبانه

ملودی شبانه


وحشت زده ام

از برگ های مرده،

از چمن زارهایِ

پر از شبنم.

خواهم خفت.

اگر بیدارم نکنی،

قلب سردم را کنار تو بر جا خواهم گذاشت.

 

"آن صدا

در دوردست چیست؟"

"عشق،

باد در میان شیشه های پنجره،

عشق من!"

 

جواهرات سپیده دم  را

دور تا دور گردنت گذاشتم.

چرا در این راه

رهایم می کنی؟

اگر خیلی دور شوی

پرنده ام می گرید،

و باغ انگورِ سبز

شراب نمی دهد.

 

"آن صدا

در دوردست چیست؟"

"عشق،

باد در میان شیشه های پنجره،

عشق من!"

 

هرگز نخواهی فهمید

که چه قدر

به تو عشق می ورزیدم،

ابوالهولِ برفی،

در آن سپیده دمان

که باران به شدت می بارید

و آشیانه بر شاخه ی خشک

از هم می پاشید.

 

"آن صدا

در دوردست چیست؟"

"عشق،

باد در میان شیشه های پنجره،

عشق من!"

 

۱۹۱۹

درباره‌ی فروغ پرهوده

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *