قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / شبِ عشقِ بی خواب

شبِ عشقِ بی خواب


شب در بالا. ما دو نفر. ماهِ کامل.

شروع به گریستن کردم، تو خندیدی.

تمسخر تو یک خدا بود، لحظاتِ

ماتمِ من و کبوتران در یک زنجیر.

 

شب در پایین. ما دو نفر. کریستالی از درد.

به خاطر فاصله های زیاد گریستی.

درد من گروه رنج هایی بود

به خاطر قلب شنیِ بیمارِ تو.

 

سپیده دم در بستر به ما پیوست،

دهان هایمان به فوران یخ زده یِ

خونی که بند نمی آمد.

 

خورشید از میان بالکن پوشیده داخل می شد

و مرجانِ زندگی شاخه هایش را

روی قلب کفن پوشِ من باز می کرد.  

درباره‌ی فروغ پرهوده

Avatar

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.