روزی می‌رسد | مارین سورسکو

اثری از‫:‬ ,

روزی می‌رسد
که باید زیر خودمان
یک خط سیاه بکشیم
و حساب‌کتاب کنیم.
لحظه‌هایی که می‌شد شاد باشیم.
لحظه‌هایی که می‌شد زیبا باشیم.
لحظه‌هایی که می‌شد بی‌نظیر باشیم.
بارها و بارها
کوه‌ها و درخت‌ها و رودخانه‌هایی را ملاقات کردیم
[یعنی حالا کجا هستند؟ اصلا زنده‌اند؟]
جمع همه‌ی این‌ها می‌شود آینده‌ای طلایی
که قبلاً زندگی‌اش کرده‌ایم.
زنی که دوستش داشتیم
به اضافه‌ی همان زن
که دوست‌مان نداشت
می‌شود صفر.
حاصل یک‌چهارم زندگی که به تحصیل گذشت
می‌شود میلیون‌ها کلمه‌ی پوشالی
که حالا از سکه افتاده‌اند.
و نهایتاً یک تقدیر
به اضافه‌ی یک تقدیر دیگر [این یکی از کجا آمد؟]
می‌شود دو.[یکی را می‌نویسیم و یکی را نگه می‌داریم
کسی چه می‌داند، شاید دنیای دیگری هم در کار باشد].

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.