سهمی از مزارع و خورشید | ترانه‌های مقاومت در آمریکای لاتین و اسپانیا

اثری از‫:‬

 

بر این باورم که هر انسانی باید ترانه‌ای داشته باشد، ترانه‌ای از آنِ خود. زندگی این را به من آموخت که هر وقت ترانه‌هایم را از دست دادم، توازن جان و جسم‌ام را هم از دست داده‌ام. سال‌ها پیش، با همان دفترچه‌ای که دست به دست، میانِ یاران می‌گشت، از ترانه‌های کوهستان، بر ارتفاعات آن خاک، آتش روشن می‌کردیم و رویا می‌دیدیم. در سال‌های تبعید، وقتی دیگر زبانت را نمی‌شنوی، وقتی کلمات، یکایک از پیش چشمانت محو می‌شوند، آهسته آهسته، رویاهایت هم آهنگ دیگری پیدا می‌کنند، و گاه در فواصل زبان، آن‌ها هم رهِ ناپیدایی می‌پیمایند. این‌جاست که موسیقی به دادت می‌رسد. درمانِ رویاهایت می‌شود. این ترانه‌ها را از این رو ترجمه کرده‌ام، که رویاهایم را به من عودت دادند. در آن‌ها توانی بود از ایستادگیِ مردمانی دور و نزدیک. ریتم مقاومتِ آن‌ها، آرام آرام، به آهنگِ زندگیِ من رخنه می‌کرد و به من جان می‌داد.

 

یک یادداشت در مورد این نوشتهنظر شما چیست؟
  1. «ی» ها در سایتتون بد نوشته میشه. اگه یه فکری بکنید ممنون میشم.

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.