قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / از مترجم این شماره / دل نگرانی برای غریق| شارون اُلدز

دل نگرانی برای غریق| شارون اُلدز


ناگهان هیچ‌کس نمی‌دانست کجایی

لباس سیاه شنای تو مثل علف‌های دریا،

سر تراشیده‌ات، صاف مثل سر فک.

 

کسی مراقب بچه‌هاست.  می ‌آیم

تا لبه‌ی آب، حوله را

مثل شال زن بیوه می ‌اندازم دور شانه‌‌هایم.

 

هیچ‌ کدام از شناگران آنی نیستند که باید.

بعضی بسیار کوتاه، بعضی سنگین، بعضی با صورت سه تیغه،

بالا می‌‌آیند، آب

از روی شانه‌هایشان پایین می‌ریزد.

 

سنگ‌های کنار ساحل به سر آدمی می‌مانند

مارماهی‌ها به پیراهن‌های سیاه،

و من نمی‌توانم پیدایت کنم.

شکمم می‌پیچد

انگار بخواهم آب شور بالا بیاورم، وقتی

 

از بالای شن‌ها می‌آید به سمت من

مردی که بسیار به تو می‌ماند،

با ریشی درهم و روییده مثل علف‌ها بر ماسه‌های ساحل،

با لباس‌ شنای سیاهی شبیه صدفی خیس روی تن‌اش.

 

نزدیک‌ که می آید، می‌شود تو

یا بسیار شبیه تو.

وقتی کسی را از دست می‌دهی آن که بازمی‌گردد

دیگر هرگز همانی نمی‌شود که بود.

درباره‌ی آزاده کامیار

آزاده کامیار در دی ماه ۱۳۵۹ در شهر شاهی به دنیا آمد. رشته‌ی ترجمه را در دانشگاه تا کارشناسی ارشد دنبال کرد، چند سالی علاوه بر ترجمه در دانشگاه آزاد ترجمه تدریس کرد، حالا اما فقط مترجم و ویراستار تمام وقت است. گاهی نیز کارگاه‌های ترجمه برگزار می‌کند. اولین اثرش در مجله کارنامه منتشر شد. با مجلات عصر پنج‌شنبه، شوکران، نویسار، آزما و همشهری داستان و ... ادامه یافت. نخستین اثر رسمی‌: مجموعه شعرهای لیندا پاستان با عنوان «دوئتی برای یک صدا« (نشر چشمه). آثار بعدی: مجموعه شعرهای لی‌ یانگ لی با عنوان «کتاب شب‌هایم» (نشر حکمت کلمه)، مجموعه شعرهای لئونارد کوهن با عنوان «کتابِ خواستن« (نشر حکمت کلمه)، کتاب «در دام کمال‌طلبی» نوشته روان‌شناس و اسطوره‌شناس کانادایی ماریون وودمن (نشر هیرمند). مجموعه شعرهای ایلیا کامینسکی با عنوان «رقص در اودسا»، کتابی که به‌گفته‌ی وی برایش حکم کتاب مقدسش را دارد، از دروازه‌ی ارشاد درون رفت و به در نشد. پس تبدیلش کرد به کتاب الکترونیکی و حالا در وب‌سایت شخصی‌اش در دسترس است. از این کتاب‌ها هویداست علاقه‌ی اصلی‌اش شعر و اسطوره است، که برای وی مترادفند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *