قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / آه گل آفتاب‌گردان | ویلیام بلیک

آه گل آفتاب‌گردان | ویلیام بلیک


آه گل آفتاب‌گردان! خسته از زمان،
کسی که قدم‌های خورشید را می‌شماری،
به دنبال آن سرزمین طلایی دل‌انگیز
جایی که سفرِ مسافران به پایان می‌رسد؛

جایی که جوان نحیف شده با خواهش،
و باکره‌ی رنگ‌پریده کفن شده در برف،
از قبرهایشان بر می‌خیزند و سر به آسمان می‌کشند،
جایی که گل آفتاب‌گردانم آرزو می‌کند برود.
‌‌
‌‌
‌‌

Van Gogh - Sunflowers
‌‌

درباره‌ی فروغ پرهوده

Avatar

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.