قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / پاییز

پاییز


برگ ها می ریزند، انگار از جایی دور در بالا می افتند،

گویی باغ های میوه بالا در فضا می مردند.

هر برگ می افتد گویی که اشاره می کرد "نه".

 

و امشب زمین سنگین در تنهایی

از تمام ستارگان دیگر جدا می شود.

 

همه ی ما در حال سقوط کردن هستیم. این دست این جا در حال سقوط است.

و به آن دیگری نگاه کن. این در تمام آن هاست.

 

و هنوز کسی هست، کسی که دستانش

بی نهایت آرام، تمام این سقوط را نگه داشته است.

 

درباره‌ی فروغ پرهوده

Avatar

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.