قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / تاریکی | پل سلان

تاریکی | پل سلان


نزدیکیم ما، ای خداوند
نزدیک و دست‌سودنی.
بلکه دست‌سوده، ای خداوند،
در یکدیگر تنیده، چونان که گفتی
هر یک از ما را بدن، زآنِ توست، ای خداوند.
دعا کن، ای خداوند
دعا کن ما را [زیرا که] ما نزدیکیم.
پیچان و خمان فراز می‌رفتیم
فراز رفتیم، تا خم شویم
بر آبچاله‌ و ورطه‌ای.
به آبشخور می‌رفتیم ما، ای خداوند.
خون بود، آن بود
که تواش ریخته بودی، ای خداوند.
[باز]می‌تافت.
تصویر تو را در چشمان ما، ای خداوند.
چشمان و دهان، مانده‌اند چنین باز و چنین تهی، ای خداوند.
ما نوشیده‌ایم، ای خداوند.
خون و آن تصویر که در خون بود، ای خداوند.
دعا کن، ای خداوند [زیرا که] ما نزدیکیم.

 

تاریکی – Tenebrae

 

درباره‌ی پولس پارسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *