قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / خفاش‌ها مخفی می‌شوند | لدو ایوو

خفاش‌ها مخفی می‌شوند | لدو ایوو


خفاش‌ها لابلای پرده‌های گمرک‌‌خانه مخفی می‌شوند.
ولی کجا پنهان شوند
آدمیانی که سراسر زندگی‌شان را
میان تاریکی می‌گذرانند
و به دیوارهای سفید عشق برمی‌خورند؟

خانه‌ی پدری،
پر بود از خفاش‌های آویزان
مثل چراغ‌های افروخته بر آن ستون‌های کهنه‌
که بام را در مخافت باران نگه می‌داشتند.
«این بچه‌ها خون ما رو می‌مکن.»
آه می‌کشید پدر.

کدامین انسان نخستین سنگ را پرتاب می‌کند
بر پستانداری که چون او
از خون جانورانِ دیگر جان می‌گیرد
(برادرم! برادرم!)
و حَیَوانی اجتماعی،
که عرق جبینِ هم‌سایه‌اش را مطالبه می‌کند
حتا در تاریکی؟

در هاله‌ی سینه‌ای جوان مثل شب
پنهان می‌شود آدمی.
در جلد بالش
در نور فانوس
سکه‌های زرین عشق‌اش را مراقبت می‌کند.
ولی خفاش، خفته چون آونگی
تنها طعنه‌ی روز را با خود نگه می‌دارد.

پدر با مرگ
ما را تنها گذاشت
(هشت برادر و خواهرم را، و من را)
خانه‌‌اش را
که باران شب‌هنگام از بام‌های تنگ‌اش می‌بارید.
ما قسط می‌دهیم و خفاش‌ها را نگه می‌داریم.
پدرهامان با هم می‌جنگند،
کور عینِ ما.

درباره‌ی محسن عمادی

محسن عمادی
شاعر، مترجم و فیلم‌ساز ایرانی در سال ۱۳۵۵ در ساری بدنیا آمد. در دانشگاه صنعتی شریف، رشته‌ی مهندسی کامپیوتر را به پایان رساند. فوق لیسانس‌اش را در رشته‌ی هنرها و فرهنگ دیجیتال در فنلاند دریافت کرد و تحصیلات تکمیلی‌ دکترایش را در دانشگاه ملی مکزیک در رشته‌ی ادبیات تطبیقی پی‌ گرفت. او مدیر و صاحب امتیاز سایت رسمی احمد شاملوست. اولین کتابِ شعرش در اسپانیا منتشر شد و آثارش به بیش از دوازده زبان ترجمه و منتشر شده‌اند. عمادی برنده‌ی نشانِ افتخار صندوق جهانی شعر، جایزه‌ی آنتونیو ماچادو و جایزه‌ی جهانی شعر وحشت در اسپانیا بوده‌است و در فستیوال‌های شعرِِ کشورهایی چون فرانسه، اسپانیا، مکزیک، آمریکا، هلند، آلمان، پرتغال، فنلاند و ... شعرخوانی کرده‌است. در حال حاضر بین مکزیک و فنلاند زندگی می‌کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *