قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / هر روز به ماسیو باز‌می‌گردم | لدو ایوو

هر روز به ماسیو باز‌می‌گردم | لدو ایوو


هر روز به ماسیو باز می‌گردم.
می‌آیم
در قایق‌های گم‌شده،
در قطارهای تشنه،
در هواپیماهایی کور
که فقط شب‌هنگام فرود می‌آیند.
بر دکه‌های سواحل سفید
خرچنگ‌ها می‌گذرند.
رودهای شکر می‌دود
میان سنگ‌های کوچه‌ها،
شیرین روان می‌شود
از گونی‌های انباشته در آسیابِ نیشکر
و خونِ کهنه‌ی کشتگان را عیان می‌کند.
به محضِ رسیدن
به سمت مسافرخانه می‌روم.
در شهری که اجدادِ من
در گورستان‌های دریانوردان‌اش آرام می‌گیرند.
حالا تنها مجانینِ کودکی‌ام زنده‌اند و
چشم به راهِ من‌اند.
تمامشان مرا می‌شناسند و
سلام‌ام می‌گویند،
غرغرکنان
با اداهای موهن و لاابالی.
در همان حدود، در سربازخانه
شیپور گوشخراش
غروب خورشید را از شبِ پرستاره جدا می‌کند.
پشتِ بارها
تن‌های بی‌جانِ مجنون
می‌رقصند و آواز می‌خوانند.
هله‌لویا! هله‌لویا!
فراسوی بخشش،
نظمِ جهان
چنان شمشیری می‌درخشد.
و بادِ اقیانوس
چشم‌هایم را
از اشک پر می‌کند.

درباره‌ی محسن عمادی

محسن عمادی
شاعر، مترجم و فیلم‌ساز ایرانی در سال ۱۳۵۵ در ساری بدنیا آمد. در دانشگاه صنعتی شریف، رشته‌ی مهندسی کامپیوتر را به پایان رساند. فوق لیسانس‌اش را در رشته‌ی هنرها و فرهنگ دیجیتال در فنلاند دریافت کرد و تحصیلات تکمیلی‌ دکترایش را در دانشگاه ملی مکزیک در رشته‌ی ادبیات تطبیقی پی‌ گرفت. او مدیر و صاحب امتیاز سایت رسمی احمد شاملوست. اولین کتابِ شعرش در اسپانیا منتشر شد و آثارش به بیش از دوازده زبان ترجمه و منتشر شده‌اند. عمادی برنده‌ی نشانِ افتخار صندوق جهانی شعر، جایزه‌ی آنتونیو ماچادو و جایزه‌ی جهانی شعر وحشت در اسپانیا بوده‌است و در فستیوال‌های شعرِِ کشورهایی چون فرانسه، اسپانیا، مکزیک، آمریکا، هلند، آلمان، پرتغال، فنلاند و ... شعرخوانی کرده‌است. در حال حاضر بین مکزیک و فنلاند زندگی می‌کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *