در شهر ماسیو | لدو ایوو

اثری از‫:‬ ,

در شهر ماسیو،
در آهن‌فروشی‌ها
شب هنوز
در کوچه‌های سوزان
با آفتابی بلند می‌آید.
فرامی‌رسد سکوت
دیگربار
تا اهالی آلاگون را بی‌قرار کند.
به جهان متروک
عقرب
کنامی خواهد جست
و عشق گل خواهد کرد
چنان که زبان می‌گشایند
بر ماسه‌های دریا
صدف‌ها،
به دریای سارگاسو.
اثاث خانه روی رف می‌لرزد
وقتی درها به‌تندی بسته می‌شوند.
آچارها، پیچ‌ها و مهره‌ها،
هرچه می‌بندد و هرچه می‌گشاید
به هم گرد می‌آیند
انگار میثاقی از کواکب.
و فقط همان‌‌دم است
که شب درمی‌آید
به کوچه‌های ماسیو.

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.