مجذوب بوی خونِ قاعده‌گیش | لدو ایوو

اثری از‫:‬ ,

مجذوبِ بوی خونِ قاعده‌گیش
نرّه‌سگانِ مشتاق
پیِ ماچه‌سگی را می‌گیرند
انگار ملکه‌ای سیاه جسته‌اند.
بوش می‌کشند
به بی‌حیا حرکتی چنان
که می‌شایدش عشق دانست.
متظاهرِ رنجوری از تعقیب
ماچه‌سگ
چنان زنان متهم
حاشا می‌کند.
میان دو خورشیدی
که منظر روز را حد می‌نهند
عطر نافذی از حیات
در معیتِ اوست.
شب‌هنگام،
که در حیاط حبس می‌‌شود
نرّه‌سگان
آن‌طرفِ در می‌مانند،
وفادار و تنها.
خرناسه‌شان به تاریکی
نشانمان می‌دهد
که عشق
احساسی‌ست عبث،
دری‌ست بسته.

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.