هر سکوتی شکنجه‌ام می‌دهد | لدو ایوو

هر سکوتی شکنجه‌ام می‌دهد.
همیشه چیزی را از قلم می‌اندازد:
توطئه‌ی خیانتی را میان گل‌های ویستریا
توجیه دقیقی را در باب وجود یا عدم وجود خدا
جنجال موش‌‌ها را در مزبله‌ها
تصادم ملخ هواپیما و باد را در فرودگاه متروک.
ولی صبح در بزرگراه توقف می‌کند و من
خروش حفاری‌ها را می‌شنوم.
آدم‌ها بیدار شده‌اند و می‌روند
تا بسازند و ویران کنند.
خانه‌های تازه خواهند ساخت
گورستان‌های تازه‌تر.

صبح آفتابی
و ماشین که در ورودی مُتل توقف می‌کند:
در این‌ عالم جدال
دوباره کیر و کُس سعی می‌کنند یک‌دگر را درک کنند
حفار کار می‌کند و ماشین‌ها
انگار صدپاها در کاسه‌ی گل
در جاده به پیش می‌روند.
از منظرِ چشمان خمار تحصیلدار اتوبوس
که از خیابان رد می‌شود
جهان
محاکاتی بیش‌ نیست.

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.