در بازار اسکله | لدو ایوو

اثری از‫:‬ ,

در بازار اسکله
ماهی‌ها
تویِ ویترین‌هایی عرضه می‌شوند
که انگشت‌ها دوره‌شان می‌کنند و
آب‌شش‌ها و باله‌ها را نشان می‌دهند
و صداهایی که مدام چانه می‌زنند.
همه کورند،
با اینکه چشم‌های گشاده‌شان
وانمود می‌کند که با وحشت
به صورت‌هایی خیره‌است
که یکی، پشتِ دیگری عوض می‌شود
در جعبه‌هایی که بوی شاش می‌دهد.
در تابوت‌های سفید پلاستیکی‌شان
پوشیده به کفنی از یخ
آن مرگ حقیقی را نگه‌ می‌دارند
که فقط با پوسیدگی می‌رسد
و همیشه پنهان می‌شود
زیر فلس ماهی‌های تازه
یا زیر پوست آدمیان.

2 total comments on this postنظر شما چیست؟
  1. سلام
    جناب عمادی،قبلا گنیجینه شعرهای شما در سایت قرار داشت،چه بلایی سر آن چند هزار شعر آمده؟

    • این پرسش بارها از جانب خوانندگان دیگر هم مطرح شده. مختصراً بگوییم که آثار ایشان در حال بازبینی و ویرایشِ مجدد ــ توسط خودشان ــ قرار دارد و در آینده‌ی نزدیک دوباره در خروجی وب‌سایت قرار خواهد گرفت.

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.