شیهه‌ی اسب کور | لدو ایوو

اثری از‫:‬ ,

شیهه‌ی اسب کور
به گوشم رسید و
دل‌‌ام سنگین شد.
انسان‌ام و می‌پذیرم که انسان
از درک ناتوان است.
(خدایان کورند
کورتر از آدمیان.)
ولی نه اسب‌ها،
که از دلیل سرباز می‌زنند
از دلیل زندگی، سکوت
و آسمان پرستاره.
ولی اسب‌ها، نه
که هیچ نمی‌دانند
از کوری، از تاریکی
که چشم‌انداز را از نظر محو می‌کند
و تمام تصاویر را
می‌‌زداید، خاموش می‌کند.

اسبی کور
به سبزه‌زار.
کور چنان‌که آدمیان
که سرگردان‌اند، میان‌ ناف‌ها
و جهان را
با دست‌های کثیف لمس می‌کنند.
می‌شنوم
شیهه‌اش را
همهمه‌ی سم‌ها را
که در تاریکی
چشم‌اندازِ سبز را می‌جوید.

در نظم جهان
همه‌چیزی از هم تفکیک شده است
و نیست زبانی
که شرح کند
آن‌چه کلمه را
و شیهه را
از هم جدا می‌کند
یا به هم می‌پیوندد.

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.