وطن‌ام زبان پرتغالی نیست | لدو ایوو

اثری از‫:‬ ,

وطن‌ام زبان پرتغالی نیست.
هیچ زبانی موطن‌ام نیست.
وطن‌ام خاک وسیع و مرطوبی‌ست
که در آن زاده شدم
و بادی‌ست که بر ماسیو می‌وزد.
خرچنگ‌هایی دوان کنار مرداب‌ها
و اقیانوس که موج‌هاش
پاهایم را هنوز خیس می‌کند
وقتی‌ رویا می‌بینم.
موطنم خفاش‌ها‌یی‌ست معلق
از ستون‌های کلیسای کهنه،
مجانینی که هر غروب‌
در آسایشگاه کنار دریا می‌رقصند
و آسمانی خمیده به صورت‌های فلکی.
موطنم سوت کشتی‌هاست
فانوس دریایی بالای تپه است.
موطنم دستِ گداست
در صبح تابان.
کارخانه‌های گم‌شده‌ی کشتی‌سازی‌
و گورستان‌های دریانوردان
آن‌جا که اجدادم مسلول یا در تب نوبه
مدام سرفه می‌کنند و می‌لرزند
در شب‌های سرد.
بوی شیرینِ انبارهای بندر
و ماهی‌های گول
که در تور ماهی‌گیران مباحثه‌ می‌کنند،
رشته‌ی پیازها که بافته می‌شود در تاریکی
و بارانی که می‌بارد بر محوطه‌ی ماهیگیری.
زبانی که بدان سخن می‌گویم
هرگز وطن‌ام نبود و نیست.
هیچ زبان فریبایی موطنم نیست.
این زبان
فقط به این‌کار می‌آید
که آن وطن لال و بزرگم را جشن بگیرم
آن موطنِ اسهالی و بی‌دندان را
بی لغت‌نامه و دستور
آن موطن بی‌زبان و بی‌واژه‌ام را.

2 total comments on this postنظر شما چیست؟
  1. زبان پرتقالی؟ پرتغالی؟

    • در متن اشتباهی درج شده بود. ممنون.

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.