زمزمه‌ی پاروها در زبان | لدو ایوو

اثری از‫:‬ ,

هنوز زمزمه‌ی پاروها را در زبان می‌شنوم:
آب‌ را می‌بُرند
انگار زمین را شیار و
سحر را
از عجایب روز جدا می‌کنند.
آهسته آهسته می‌سُرد قایق
میان مرداب‌های سبز و نیزار‌ها
و در دهان متروک رود
میثاق روز می‌درخشد.

پاروها جراحت را می‌گسترند
در آب زخمی
که می‌گشاید و بسته می‌شود.
زندگی فقط زمزمه و چک‌چکه‌ی پاروها نیست،
سکوت نیز هست
که سایبان می‌گسترد
بر تن‌های خمیده بر آب
بر جان‌های محکوم به ناامنی و بی‌پنهاهی.

زمانی برای کلام و
زمانی برای سکوت.
زمانی برای تکلم و
زمانی برای حفظ سکوت
پس از درس روز
پس از سفر در قایقی که شیار می‌زند
آب‌های زبان را
و باید که باز گردد به اسکله
آن‌جا که آب و خاک
چنان که مرگ و زندگی
جدایی ناپذیرند.

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.