قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / زمزمه‌ی پاروها در زبان | لدو ایوو

زمزمه‌ی پاروها در زبان | لدو ایوو


هنوز زمزمه‌ی پاروها را در زبان می‌شنوم:
آب‌ را می‌بُرند
انگار زمین را شیار و
سحر را
از عجایب روز جدا می‌کنند.
آهسته آهسته می‌سُرد قایق
میان مرداب‌های سبز و نیزار‌ها
و در دهان متروک رود
میثاق روز می‌درخشد.

پاروها جراحت را می‌گسترند
در آب زخمی
که می‌گشاید و بسته می‌شود.
زندگی فقط زمزمه و چک‌چکه‌ی پاروها نیست،
سکوت نیز هست
که سایبان می‌گسترد
بر تن‌های خمیده بر آب
بر جان‌های محکوم به ناامنی و بی‌پنهاهی.

زمانی برای کلام و
زمانی برای سکوت.
زمانی برای تکلم و
زمانی برای حفظ سکوت
پس از درس روز
پس از سفر در قایقی که شیار می‌زند
آب‌های زبان را
و باید که باز گردد به اسکله
آن‌جا که آب و خاک
چنان که مرگ و زندگی
جدایی ناپذیرند.

درباره‌ی محسن عمادی

محسن عمادی
شاعر، مترجم و فیلم‌ساز ایرانی در سال ۱۳۵۵ در ساری بدنیا آمد. در دانشگاه صنعتی شریف، رشته‌ی مهندسی کامپیوتر را به پایان رساند. فوق لیسانس‌اش را در رشته‌ی هنرها و فرهنگ دیجیتال در فنلاند دریافت کرد و تحصیلات تکمیلی‌ دکترایش را در دانشگاه ملی مکزیک در رشته‌ی ادبیات تطبیقی پی‌ گرفت. او مدیر و صاحب امتیاز سایت رسمی احمد شاملوست. اولین کتابِ شعرش در اسپانیا منتشر شد و آثارش به بیش از دوازده زبان ترجمه و منتشر شده‌اند. عمادی برنده‌ی نشانِ افتخار صندوق جهانی شعر، جایزه‌ی آنتونیو ماچادو و جایزه‌ی جهانی شعر وحشت در اسپانیا بوده‌است و در فستیوال‌های شعرِِ کشورهایی چون فرانسه، اسپانیا، مکزیک، آمریکا، هلند، آلمان، پرتغال، فنلاند و ... شعرخوانی کرده‌است. در حال حاضر بین مکزیک و فنلاند زندگی می‌کند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *