حک شده | خورخه لوئیس بورخس

اثری از‫:‬ ,

نمی‌دانم چرا وقتی که قفل را می‌گشایم،
تصویر قدیمی تاتاری بر اسب که در سبزدشت‌ها
گرگی را با کمند به دام انداخته،
در برابر چشم درونم پدیدار می‌شود؟
حیوان درنده تا همیشه درخود می‌پیچد.
سوارکار به او نگاه می‌کند.
یادآور تصویری از کتابی
که رنگ و زبانش را به یاد نمی‌آورم.
سال‌هاست آن را ندیده‌ام.
گاهی از حافظه‌ام وحشت می‌کنم.
از تودرتویی غارها و کاخ‌هایش
(آگوستین* قدیس گفت) آنجا چیزهای زیادی هست.
بهشت و جهنم را پیدا می‌کنی.
از یک طرف اتفاقات روزمره
و کابوس شبانه‌ات را انبار می‌کنی که خود کافی‌ست
از طرف دیگر عشق کسی که دوست‌اش داری،
خنکای آب در گلوی تشنگان،
خرد، نحوه‌ی استفاده از آن،
صیقلی آبنوسِ تغییر نیافته
یا ماه و تیرگی  ــ طلای ویرژیل ــ*



San Agustin
Vergilius

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.