لازار! خوابیده‌ای؟ | هانری میشو

اثری از‫:‬ ,

جنگِ اعصاب
جنگِ زمین
درجه
مسابقه
ویرانی‌ها
آهن
نوکرها
مدال‌ها
باد
باد
باد
جنگِ بارقه‌هایی از هوا، دریا، اشتباهات
جنگِ مرزها، مصیبتی آشفته
که پریشانمان کرده است
زیر اهرم، زیر تحقیر
زیر دیروز، زیر بقایای مجسمه‌ای به زیر کشیده‌شده
زیر تابلوی بزرگ «وِتو»
زیر زندانیانِ محبوس در پِهنِ چهارپایان
زیر درد ستونِ فقراتِ فردا
زیر فردا
اما میلیون‌ها میلیون نفر
داشتند می‌مردند
بی‌فریادی چنین
میلیون‌ها میلیون دماسنج منجمد
مانند یک پا
اما صدایی ازخشونتی مرگبار…
و میلیون‌ها میلیون نفر سرباز از شمال و جنوب
که داشتند می‌مردند
لازار، خوابیده ای؟ بگو؟
آن‌ها مرده‌اند لازار
آن‌ها مرده‌اند
بی‌کفن
بی‌مارتا، و ماری
آن‌ها مرده‌اند
نگاه کن
حتا بی‌جنازه‌ای چون تن
آن‌ها می‌خندیدند
مانند دیوانه‌ای که صدفی را پوست می‌کند،
می‌خندیدند
من فریاد می‌زنم
فریاد
فریاد
احمق! در کنار تو فریاد می‌زنم
اگر چیزی آموخته‌ای
حالا نوبت توست
نوبت تو لازار!

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.