قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / کشتار معصومین

کشتار معصومین


 کودکان ضجه می زدند: «مادر!»

«من بچه خوبی بوده ام!»

«اینجا چقدر تاریک است! تاریک!»

 

می توانی آنان را ببینی

که به مسلخ رانده می شوند

می توانی جای پاهای کوچکشان را

در هر جایی ببینی

که به مسلخ رانده می شوند

 

جیب هایشان پر از

تیر کمان سنگی و سنگریزه

و اسب هایی کوچک

که از سیم های خاردار درست شده

 

دشت پهناور

به شکلی هندسی محصور شده

یک درخت از دود سیاه

قائم

یک درخت مرده

رأسش بی ستاره

درباره‌ی کامیار محسنین

Avatar

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.