صدف | فرانسیس پونژ

اثری از‫:‬ ,

صدف به درشتی سنگریزه‌ای نسبتاً بزرگ، زیرتر است، رنگ‌اش کمتر یک‌دست، سپید درخشان است. جهانی است سرسختانه فروبسته. اما می‌توان بازش کرد: محکم در دست با پارچه‌ای گرفت و با کارد ارّه‌ایِ کُند چندبار تلاش کرد.

انگشت‌های حریص بریده می‌شوند و ناخن‌ها می‌شکنند. کاری است خشن. ضربه‌های پی‌درپی پوسته‌اش را زخم می‌زنند مثل دایره‌ای سپید، شبیه هاله‌ها.

درون‌اش جهانی از امکانات برای خوردن و نوشیدن، دنیایی به کمال.

زیر سپهری (اگر درست بگویم) صدفی، آسمان‌های بالا بر آسمان‌های زیرین فرو می‌ریزند، تنها چالابی درست می‌کنند، توده‌ای چسبناک و یشمی‌رنگ که روان است و جمع می‌شود پیشِ بینی و چشم‌ها، با حاشیه‌ای از تور تیره‌رنگ.

گاهی به‌ندرت دانه‌ای در گلوی صدفی‌اش مروارید می‌شود که آدمی بی‌درنگ زینت و زیورش می‌سازد.

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.