قالب وردپرس درنا توس
خانه / شعرها / از شاعر این شماره / صدف | فرانسیس پونژ

صدف | فرانسیس پونژ


صدف به درشتی سنگریزه‌ای نسبتاً بزرگ، زیرتر است، رنگ‌اش کمتر یک‌دست، سپید درخشان است. جهانی است سرسختانه فروبسته. اما می‌توان بازش کرد: محکم در دست با پارچه‌ای گرفت و با کارد ارّه‌ایِ کُند چندبار تلاش کرد.

انگشت‌های حریص بریده می‌شوند و ناخن‌ها می‌شکنند. کاری است خشن. ضربه‌های پی‌درپی پوسته‌اش را زخم می‌زنند مثل دایره‌ای سپید، شبیه هاله‌ها.

درون‌اش جهانی از امکانات برای خوردن و نوشیدن، دنیایی به کمال.

زیر سپهری (اگر درست بگویم) صدفی، آسمان‌های بالا بر آسمان‌های زیرین فرو می‌ریزند، تنها چالابی درست می‌کنند، توده‌ای چسبناک و یشمی‌رنگ که روان است و جمع می‌شود پیشِ بینی و چشم‌ها، با حاشیه‌ای از تور تیره‌رنگ.

گاهی به‌ندرت دانه‌ای در گلوی صدفی‌اش مروارید می‌شود که آدمی بی‌درنگ زینت و زیورش می‌سازد.

درباره‌ی حسین مکی‌زاده

حسین مکی‌زاده
حسین مکی زاده تفتی. مترجم آثار تد هیوز، هرولد نورس، فرانسیس پونژ، آلن گینزبرگ، دیگر شاعران نسل بیت و .... که هیچ کدام از آثارش اجازه‌ی چاپ نیافته است. او شاعر و مترجمی کهنه‌کار است که سال‌ها در زمینه‌ی شعر جهان مشغول به تحقیق و ترجمه بوده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *