خون‌اش را بر گلِ سرخ می‌بینم

اثری از‫:‬ ,

خون‌اش را بر گل سُرخ می‌بینم
و در ستارگان شکوهِ چشمان‌اش را
تن‌اش در میان برف‌های ابدی می‌تراود
و اشک‌هایش از آسمان‌ها چکّه می‌کند.

چهره‌اش را در هر گلی می‌بینم
صدای او تندر و آواز پرنده‌هاست ـ
و تراشیده به نیروی او  بر صخره‌ها
کلماتِ نوشته‌ی او.

همه کوره‌ راه‌ها به پاهای او فرسوده است
و قلبِ نیرومندش دریای همیشه‌تپنده را به طوفان می‌کشد.
تاجِ خارش یکی‌شده با همه خارها
و هر درختی صلیبِ اوست.

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.