ترانه‌ی جنوبی | مارگارت واکر

اثری از‫:‬ ,

دوباره جان‌گرفته از سرزمینِ جنوب.
می‌خواهم بیارامم باز در زمین‌های جنوب، میان علف و یونجه و شبدر
دوباره آغوش بگشایم بر خاک تفته‌ی جنوب
خاک باران‌خورده را لمس کنم
و ببویم.

آرامش‌ام را می‌خواهم مدام در کشتزاران جنوب؛
آزادیِ نظاره‌ی امواج نقره‌وار ذرت در آفتاب و
نقش زنم  پِشنگه‌ی جویبار و برکه‌ای با وک‌ها وُ اردک‌ها
و رج زنم ابرها را.

نمی‌خواهم مردمانی آرامش جنوبی‌ام را بر هم زنند
اشباحی مرا شبانه بدزدند و آتش در آشیان‌ام اندازند
و کابوسی سرشار از آتش وُ نفت برایم بسازند.

می‌خواهم نغمه‌ی آزاد من آهنگی فرح‌زا باشد
دیوی میان ترانه‌ی جنوبی تن‌ام نمانَد _
درآمیخته با جنوب، ترانه‌ی تن‌ام و خویشتن‌ام.

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.