به یاد آر | پل سلان

اثری از‫:‬ ,

به یاد آر در کنار من:
آسمان پاریس، آن خزان‌گلِ حسرتِ عظیم

دل‌ها را خریدیم
از دختر گل‌فروش:
آبی بودند و
شکوفیدند در آب.

در چاردیوارمان باران گرفت
همسایه‌مان از در درآمد؛ زارْ مردی نزار: آقای لوسانژ

ورق‌بازی کردیم:
من مردمانِ چشمان‌ام را باختم
تو زلفان‌ات را به من دادی
زلفان‌ات را به باد دادم
او،
در هم ‌شکست ما را
و سمتِ بیرون رفت،
باران در قفاش.

ما مُرده بودیم
و می‌توانستیم نفس بکشیم.

یک یادداشت در مورد این نوشتهنظر شما چیست؟
  1. این خانه مأمن من شده.سه سالی میشه که هر روز به اینجا سرمیزنم.
    خانه ی شعرتان برقرار
    و هزاران بار تشکر از همه ی مترجمان دل…

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.