لی یانگ لی: میزی در برهوت

اثری از‫:‬ ,

پنجره‌ای می‌کشم

که یک مرد کنار آن نشسته.

 

پرنده‌ای می‌کشم که بر فراز نعل درگاه می‌پروازد.

 

این نقاشی من است از اندیشیدن.

 

حالا اگر به جای مرد

زنی بگذارم، می‌شود نقاشیِ گفتن.

 

اگر پرنده دیگری بکشم

نشسته بر دامن زن می‌شود مراقبت.

 

اگر پرنده سوم را زیر پاهایش در پرواز بکشم

یعنی آواز.

 

حالا اگر پرنده ها را پاک کنم

و پیچکی بکشم که می‌پیچد

به دور مچ پای زن و بالا می‌رود

تا زانوهاش، می‌شود به یاد آوردن.

 

هر که هستی باش، هر چه می‌خواهی بخواه

اما باید که تصاویر خود را بیابی.

 

مثلا برای من دستان کوچک بسیار

جاری از میان آبشار

یعنی سکوت

مادر من بود.

 

ساعات آویخته مثل میوه از درخت شب

یعنی وقت آن است که چشم بربندم

و به درون بنگرم،

 

یک هزار چشم باز

که می‌گردد به دور لحظه‌ی بیداری من.

 

در این فاصله ساعت

دانه بر دانه می‌افزاید

بی‌آنکه بزرگتر شود

 

روز از روز می‌کاهد

بی‌آنکه کم شود، این یعنی عسل

 

تمام شب در شان خود

بیدار می‌ماند

و از خود می‌پرسد از کجا آمده است.

 

و حتا مرگ من مرگ من نیست

پیشانی ژرف و بی پایان ِ

چهره‌ای ست بی نام.

 

حتا نام من نام من نیست

تنها یک میز است

 

که زنبورها تکه‌هایش را بر هم سوار کرده‌اند

تا به غریبه‌ای

در برهوت که و کجا

نور ببخشد و زمان.

یادداشت خود را بفرست

لطفن اسم خود را وارد کنید

ورود اسمتان ضروری است.

لطفن یک ایمیل واقعی وارد کنید

یک آدرس ایمیل ضروری است

پیام خود را وارد کنید

Persian Anthology of World Poetry © 2017 تمام حقوق محفوظ است.

تمام حقوق برای خانه‌ی شاعران جهان و مترجمان سایت محفوظ است.